گزارش کامل نشست "طلای بی رنگ" اردیبهشت ماه 92
متن کامل سخنرانی اساتید و کارشناسان و پنل پرسش و پاسخ
تحولاتی مربوط به 40 سال محیط زیست و آب
دکتر رضا مکنون
ایشان در ابتدای صحبت های خود اظهار داشتند که: "در بیشتر جاهای دنیا امید برای آینده این است که بر اساس علم و دانش باید قرن 21 را گرداند و هرجا جمع متفکر بیشتری داشته باشد، در دنیا موفق تر است. امیدواریم ما هم وجود عقل در کارهایمان جدی تر بشود."
ایشان در ادامه فرمودند:" امروزه دید محیط زیستی همه اجزا رو به هم پیوسته و با ارتباط متقابل تلقی می کند. این امکان وجود ندارد که جایی دستکاری کرد و صدایش از جای دیگه در نیاید. آب هم در همین مجموعه است. اگر به مسائل محیط زیستی و انسان توجه نشود، نه فقط در سطح محلی بلکه در دنیا مشکل به وجود می آید." ایشان آمار هایی با این مضمون عنوان کردند که هر دقیقه 30 نفر با سن کمتر از 5 یا6 سال به دلیل نداشتن غذا و آب پاکیزه و مسائل بهداشتی، می میرند. ایران هم کم کم به جایی می رسد که خیلی از خانواده ها از تامین هزینه های بداشتی درمانی عاجزند. از سال 1950 سوخت های فسیلی 50 برابر، مصرف آب 2 برابر و صید های دریایی 4 برابر شده است. 3/1 میلیارد نفر با روزی زیر 1 دلار و 3 میلیارد نفر با روزی زیر 2 دلار خود را می گذرانند. در سال 2050 دو سوم مردم دنیا با کمبود نسبی آب روبرو خواهند شد. از سال 1972 کشورها شروع کردند به توجه به مسائل محیط زیست و انسان. اولین کنفرانس در استوکهلم تشکیل شد. در سال 1992 در ریو مسائل مربوط به تنوع زیستی و انرژی و آب مطرح شد. در 2002 تصمیم به عمل گرفتند. در سال 2010 نیز کنفرانسی با عنوان "آینده ای که ما می خواهیم" باز هم در ریو تشکیل شد.بیانیه ای در 283 بند امضا شد که به شرح زیر است:
بند 13-1 : چشم انداز مشترک
55-14 : تعهدات سیاسی کشورها
74-56 : اقتصاد سبز (مسائل مربوط به انرژی و آب و صرفه جویی)
103-75 : ساختارهای توسعه ی پایدار
251-104 : پیگیری
283-252 : برنامه های اجرایی (مشارکت مردم و ...)
ایشان در ادامه به بحث توسعه ی پایدار پرداختند و تعاریف مختلفی از توسعه ی پایدار بیان نمودند:
1- توسعه ی پایدار عبارتست از توسعه ای که نیازهای کنونی جهان را تامین کند بدون آنکه توانایی نسل های آتی را در برآوردن نیاز های خود به مخاطره افکند و اینکه توسعه پایدار رابطه متقابل انسان ها و طبیعت در سراسر جهان است. (برانت لند)
2- توسعه پایدار فرآیند تغییری است در استفاده از منابع ، هدایت سرمایه گذاری ها ، سمت گیری توسعه تکنولوژی و تغییری نهادی است که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد. (کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه)
در ادامه ی صحبت های ایشان به چالش های کلیدی پرداخته شد:
1- آب
2- تغییر اقلیم
3- آب-انرژی و امنیت غذایی
ایران از نظر موقعیت تجاری در جای خوبی قرار دارد اما از نظر تنش آبی در زمره ی خشک ترین نقاط جهان قرار دارد.
توزیع 40 میلیارد متر مکعب آب در کشور ما به صورت شرب، کشاورزی و صنعت است.
ایشان این طور ادامه دادند که روزی می گفتند هر کشوری که از منابع آب خود بیشتر استفاده کند توانمندتر است. اما امروزه اگر کشوری لااقل به 40 درصد منابع آب خود دست نزند، پایدار است. وضع ایران با همین الگوی افزایش جمعیت، در سال 2050 از نظر کمبود آب بسیار خطرناک خواهد بود. با توجه به پیش بینی ها در سال 2100 حدود 9 درصد از میزان بارندگی ایران کم خواهد شد. میزان مصرف آب مستقیم حدود 100 الی 180 لیتر در روز است. این میزان برای آب مجازی (مصرف غیر مستقیم آب) به 3000 لیتر در روز می رسد! ایشان در توضیح آب مجازی فرمودند آب مجازی آبی است که از طریق مواد غذایی به ما می رسد مثلا چقدر آب مصرف میشود تا 1 کیلوگرم انگور درست شود. اگر 10 درصد از میزان الگوی مصرف آب مجازی کاسته شود، روزانه 300 لیتر در مصرف آب صرفه جویی می شود. 200 لیتر آب صرف یک لیوان شیر می شود. یک همبرگر 2400 لیتر آب مجازی مصرف می کند. برای یک کشور خشک، گاوداری زیاد مناسب نیست.
در مورد تغییر اقلیم آب و هوا این گونه صحبت شد که اثر تغییر اقلیم بر آب و غذا و اکوسیستم بسیار خواهد بود. نمی توان جلوی گرم شدن زمین را گرفت. بنابراین شعار امروز این است که چطوری با آن کنار بیاییم.
ایران متاسفانه هفتمین کشور تولید کننده co2 است.
و صحبت های ایشان با این جمله ی زیبا پایان یافت که: " شعار FAO این است که محلی بخورید. تا برای تامین و حمل و نقل غذا، انرژی زیادی مصرف نشود."
دکتر عبد الرحیم صلوی تبار
تعریف پایداری سازمان ملل متحد : توسعه اي که نيازهاي نسل حاضر را برآورده کند ، بدون اينکه توانايي نسل آينده را در تامين نيازهاي خودبه مخاطره اندازد.
در کشور ما نشانه های ناپایداری وجود دارد. چالش هایی که ما در حال حاضر با اون روبروایم : 1- بیلان آبی کشور (منابع و مصارف) 2- منابع خاک و آبیاری و کشاورزی 3- جمعیت و آب سرانه ی تجدید پذیر. 4- روند تغییرات سطح آب زیرزمینی و حجم ذخیره ی آن 5- چالشهاي مديريت منابع آب كشور
نسبت سهم جمعیت و آب شیرین تجدید پذیر در ایران این گونه است که ما 1 درصد جمعیت جهان رو داریم با 36/0 درصد سهم آب جهان . 159 میلیارد مترمکعب آب در دسترس داریم که 130 میلیارد آن تجدید پذیر است. ما 71 درصد از آب تجدید پذیر رو استفاده می کنیم و ناچار 29 درصد اون رو به شکل سیلاب و غیره از دست میدیم. 86 میلیارد آن در بخش کشاورزی، 6 میلیارد برای شرب و 1/1 دمیلیارد آن در بخش صنعت استفاده می شود. ما 92 درصد آب را در بخش کشاورزی استفاده می کنیم. 90 درصد اراضی فاریاب و 10 درصد دیم داریم. به گزارش FAO راندمان آبیاری در ایران حدود 32 درصد است که این مقدار در مورد کشورهای در حال توسعه نظیر ما در حدود 40 تا 60 درصد می باشد.
راندمان تولید ماده خشک ما به ازای آب مصرفی برابر با 79/0 کیلوگرم در مترمکعب است. بنابراین ایران بین 123 کشور، رتبه ی 102 را دارد.
ایشان همچنین در مورد اثر تغییر راندمان بر افزایش سطح زیر کشت و کاهش مصرف آب به موارد زیر اشاره کردند:
1. با افزايش راندمان 5 درصد
§ مصرف ناخالص آب براي هر هكتار حدود 9647متر مكعب در هكتار
§ مصرف كل براي 7.8 ميليون هكتار اراضي 75.3 ميليارد متر مكعب در سال
§ صرفهجويي در مصرف آب 11 ميليارد متر مكعب در سال معادل:
o توسعه اراضي كشاورزي براي حدود يك ميليون و صد هزار هكتار
2. افزايش 243000 هكتار در مقابل هر يك درصد افزايش راندمان
ایشان در ادامه فرمودند که در سال 1 به طور متوسط به ازای هر نفر در سال 7000 مترمکعب آب در دسترس بوده که این عدد در سال 1400 به 1300 مترمکعب به ازای هر نفر در سال می رسد که بین 100 تا 1700 را شرایط تنش می نامند.
ایشان مساله ی بعدی را تغییرات سطح آب زیرزمینی دانستند و آمارهایی در این زمینه ارائه فرمودند.
مجموع 665 آبخوان در کشور وجود دارد که 310 تای آن دشت ممنوعه است و 355 تا دشت آزاد. که اشاره نمودند دشت آزاد به این معنا نیست که از لحاظ برداشت وضعیت مناسبی داشته باشند.
متاسفانه سالانه در کشور ما سطح آب زیرزمینی در حدود 5/0 متر پایین می افتد.
ایشان همچنین در ادامه به چالش های مدیریت منابع آب کشور اشاره کردند از جمله:
اطلاعات پايه که شامل:
1- پايش ناقص اطلاعات پايه منابع آب - بهويژه اطلاعات منابع آب زيرزميني
2- پايش بسيار ناقص از مصارف كشاورزي
3- پايش نامناسب كيفيت و آلودگي آب
4- پايش ناقص از اطلاعات اجتماعي-اقتصادي و زيستمحيطي در ارتباط با منابعآب
مسائل بهرهبرداري شامل:
1- راندمان پايين آبياري
2- بهرهوري پايين از آب (low Water Productivity)
3- افت آب زيرزميني
4– عدم بهرهبرداري تلفيقي از منابع آب سطحي و زيرزميني
5- عدم برآورد پتانسيل واقعي منابع آب كل حوضهها با لحاظ كردن اثرات اقليمي و فعاليتهاي انساني (مثال برآورد آب ورودي به سد كرخه)
6- كمبود منابع آبي نسبت به حجم نيازهاي پيش رو و عدم توجه به توسعه پايدار
7- عدم مديريت تطبيقي بهرهبرداري و تخصيص منابع به مصارف در دورههاي خشكسالي
8- عدم كنترل بهرهبرداري از آبخوانها
9- كاربري نامناسب آب و الگوي غير بهينه با توجه به اقليم منطقه
و مديريتي و ساختار سازماني شامل:
1- وجود واحد مديريت آب استاني در شرايط موجود بهجاي مديريت حوضهاي
2- عدم هماهنگي بين بخشي مرتبط با آب
3- نبود سيستم مناسب آموزش و ترويج
4- عدم توجه به مسايل اجتماعي و فرهنگي
5- عدم مشاركت ذينفعان در مديريت آب (وجود مديريت از بالا به پايين)
6- تكنولوژي پايين در مصرف و بهرهبرداري از منابعآب بهويژه در بخش كشاورزي
7- نبود تشكلهاي بهرهبرداري از مخازن آب زيرزميني
8- نبود شوراي آب حوضه و تشكلهاي بهرهبرداري
9- عدم كفايت خلاقيت و نوآوري در بهرهبرداري و مصارف از منابع آب
10- كمبود تحقيقات كاربردي
ایشان در پایان پیشنهادهای ساختاری، مدیریتی، برنامه ریزی و اقتصادی-اجتماعی مطرح کردند که به شرح زیر می باشد:
o ساختاري
· تشكيل مديريت آب در قالب سازمانهاي عمران منطقهاي حوضه آبريز شامل بخشهاي:
• منابع آب
• كشاورزي
• آب شهري و روستايي
• محيط زيست
• صنايع مرتبط
با مشاركت كليه ذينفعان و ذيمدخلان در عمران و توسعه منابع آب
o مديريتي
• يكپارچه نگري در مديريت منابع آب
• نظارت بر حفاظت و بازيابي محيط زيست
• مديريت تقاضا و مصرف
• مديريت محيط زيست و كيفيت آب
• مديريت پيشگيري بحران آب (سيل و خشكسالي)
• مديريت تطبيقي منابع و مصارف آب
• حل مناقشات و ارتقاي رفاه و عدالت اجتماعي
• ايجاد تعادل و مديريت در عرضه و تقاضاي آب در شرايط مختلف هيدرولوژيكي با توجه به پايداري كل سيستم
• ارايه راهكارهاي مقابله با برداشتهاي بي رويه از آبهاي زيرزميني بويژه در دشتهاي ممنوعه
• افزايش سهم مشارکت ذينفعان در مديريت منابع آب
• تخصيص آب براي مصارف مختلف و مصارف در بالا و پايين دست حوضه درشرايط مختلف هيدرولوژيكي
o برنامهريزي
• ارتقاي راندمان، بهينهيابي الگوي كشت و كارايي آب
• برنامهريزي در جهت پايداري و تامين نيازهاي آب شهري، صنعتي و كشاورزي در شرايط آتي
• تدوين برنامههاي توسعه منابع آب در كل حوضه آبريز و مديريت منابع آب بصورت جامع و پويا
• ارايه راهكارهاي افزايش راندمان مصرف آب در بخشهاي مختلف
• ايجاد سيستم کارآمد ترويج و آموزش بهرهبرداران، بويژه در بخش کشاورزي
• ايجاد پايگاههاي اطلاعاتي و سيستم پشتيبان تصميميار پويا
• بهگزيني مناسبترين كاربري آب و الگوي كشت و بهرهوري از آب
• تدوين برنامههاي توسعه منابع آب در كل حوضه آبريز و مديريت منابع آب بصورت جامع و پويا
• ارايه راهكارهاي افزايش راندمان مصرف آب در بخشهاي مختلف
• بهگزيني مناسبترين كاربري آب و الگوي كشت و بهرهوري از آب
o اقتصادي-اجتماعي
• توجه به ارزش و هزينه اقتصادي آب
• توجه به موارد سياسي، نهادي و اجتماعي آب
با توجه به اينكه بيش از نود درصد مصارف آبي اختصاص به مصارف كشاورزي دارد، برای اصلاح راندمان آبیاری در مورد زمان و میزان آبیاری نیز پیشنهادهایی را به شرح زیر ارائه نمودند:
1- آبياري هنگامي انجام شود كه درصدي از كل خاك از آب تخليه شده باشد.
2- آبياري هنگامي انجام شود كه مقدار معيني از رطوبت خاك تخليه شده باشد.
3- آبياري در فاصله هاي زماني مساوي و مكاني مناسب انجام شود.
4- آبياري شبانه موجب كاهش تبخير از سطح مزرعه ميشود
5- آبياري زير پوششهاي پلاستيكي
مهندس علی اصغر قانع
ایشان در مورد نقش هر کدام از ما در باره ی منابع آب چنین سخن گفتند:
وی به تغییرات با شتاب زیاد در مصرف آب کشاورزی اشاره نمودند و آهنگ مصرف در بخش شرب و صنعت را مناسب تر خواندند. ایشان گرافی را نمایش دادند که نشان می داد از سال های 1385 علی رغم این که تعداد حفر چاه های زیرزمینی زیاد تر شده، حجم برداشت از سفره های آب زیرزمینی بسیار کم شده و روند نزولی دارد. این حجم کاهش نشان می دهد که برداشت، از حجم استاتیک آبخوان صورت می گیرد و این مساله برای ما زنگ خطر است زیرا که عمده ی وابستگی بخش صنعت ما به آب های زیرزمینی است.
ایشان خاطر نشان کردند که مطابق تغییراتی که در بخش کمی آب های زیرزمینی وجود دارد، تغییرات کیفی هم در این بخش اتفاق می افتد و کیفیت سفره های آب زیرزمینی بشدت پایین می آید. اولین پیامد این تغییرات، چه کمی و چه کیفی، بحث نشست زمین و شور شدن منابع آب می باشد.
آمار نشان داد که در کشور ما سالیانه 800 کیلومتر جابجایی در چاه های زیرزمینی داریم که این به معنی عمیق و عمیق تر شدن چاه های ما است.
یکی از چالش های اصلی امروز ما، عدم مدیریت یکپارچه ی منابع آب است که به دلایل سیاسی، به موجب قانون این مدیریت استانی شد. ایشان در ادامه در مورد حل این مشکل که در دستور کار وزارت نیرو قرار گرفته است، ابراز امیدواری کردند.
وی همچنین به حذف مبلغ ناچیزی که مردم برای حق النظاره ی آب های زیرزمینی می پرداختند اشاره نمودند و ادامه دادند که این مبلغ ناچیز، حتی به مقدار کم هم می توانست ماهیت اقتصادی آب های حیاتی زیرزمینی را نشان و ترویج دهد که متاسفانه کاملا حذف شد. این مساله، نقطه ی اتصال صاحبان چاه را از شرکت ها قطع کرد و ایشان این مساله را خطرناک تر از مساله ی منابع آب دانستند.
وی همچنین به بحث قیمت انرژی در کشور اشاره ای کردند که با این هزینه ی پایین، کسی برای برداشت از منابع آب زیرزمینی محدودیتی نمی بیند. بنابراین هیچ انگیزه ای برای عدم استفاده یا برداشت کسی وجود ندارد.
ایشان در ادامه به مساله ی دیگری اشاره کرده و فرمودند سال هاست قنات ها و چشمه هایی که در اختیار مردم است، بدون حضور دولت کار می کنند و به خوبی مدیریت و تقسی آب می شوند اما به دلیل این که ما بخش خصوصی را درگیر نکردیم، قادر به مدیریت برداشت های اضافی و حفر چاه های جدید نیستیم.
ایشان در ادامه به متناسب نبودن مجازات های قانونی برای این موارد اشاره نمودند و مثال هایی از قوانین جامع و شامل آب های زیرزمینی در کشورهای دیگر زدند و یکی از عوامل غیر بازدارنده ی کشور ما را عدم وجود قوانین شفاف دانستند و اشاره کردند که قوانین باید طوری باشند که اجازه ی تخلف را ندهند.
ایشان نیز صحبت هایی در مورد میزان افت سطح آب های زیرزمینی در ایران داشتند که وضع نامطلوب این آبخوان ها را نشان می دهد.
وی یکی از اصلی ترین کارهایی که با انجام آن می توان مانده ی آب های زیرزمینی را نجات داد و سرعت از بین رفتن آن را کند کرد، طرح استقرار سامانه های پایش کنترل هوشمند دانستند که ابعاد وسیعی دارد و در مورد پیگیری های آن اقدامات زیادی صورت گرفته است. که این کار در دنیا هم سابقه ی طولانی ندارد و عملاً از سال 2007 در دنیا استفاده شده است.
ایشان در ادامه پیشنهادهایی در مورد مشکلات ارائه دادند. از جمله:
تدوین مقررات و قوانین مناسب و دستورالعمل ها و آموزش های همگانی
آب های مجازی که باید مسائل مربوط به آن به شکل جدی پیگیری شود.
اصلاح نوع کشت و استفاده از کشت های گلخانه ای
ورود ذی النفعان به مدیریت آب های زیرزمینی (وارد کردن خود مردم)
و یکپارچگی مدیریت منابع آب
جناب آقای مهندس عباس کشاورز
مدیر مطالعات دفتر ساماندهی کشاورزی و آب اتاق ایران
ایشان در سخنان خود به موضوع افزایش جمعیت و بحران آب یرداختند که در ادامه به صورت خلاصه آورده شده است.در ابتدا به اهمیت پرداختن به مسائل از دیدگاه آمایش و پایداری اشاره شد، آمایش در واقع به مجموعه اعمال مشاوره شده ای اطلاق می گردد که هدف آن استقرار و مکان یابی منظم ساکنین، فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، ساختمانها، تجهیزات و وسایل ارتباطی در گستره زمین می باشد.
در ادامه تعاریف متعدد آمایش از دیدگاه خبرگان و کارشناسان فن آورده شد.
پس از ارائه ی تعاریف به این مبحث پرداخته شد که فرابخشی امری توسعه پایدار است، بنابراین از ابعاد زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار است و لازم است با توجه به همه ی این دیدگاه ها به موضوع پرداخت.
بحث" اندازه ی کشاورزی " از دیدگاه اقتصادی موضوع بعدی بود که به آن پرداخته شد، به طور کلی اندازه ی اقتصاد کشاورزی ایران حداکثر 40 میلیارد دلارمی باشد، که با در نظر گرفتن 75 میلیون جمعیت عدد600 دلار برای هر نفر بدست می آید که ارزش تولید ناخالص داخلی می باشد. بدین ترتیب نتیجه گرفته شد که کشاورزی امر توسعه آوری برای کشور نمی باشد و بجز کشورهای کمتر توسعه یافته ای همچون کشورهای آفریقایی و برخی کشورهای آسیایی، اقتصاد کشورها مبتنی بر کشاورزی نمی باشد.
پس از آن به شاخص منابع آب تجدید شونده سرانه اشاره شد که این شاخص در کشور ایران در سال 1385حدود 1900 مترمکعب در سال بود که نسبت به سال های قبل و با توجه به افزایش جمعیت، خشکسالی های متوالی و عدم رعایت الگوی بهینه مصرف، کاهش چشمگیری داشته است. میزان این شاخص درجهان حدود 7600 مترمکعب در سال می باشد، درنتیجه درایران حدود یک چهارم متوسط جهانی می باشد و این یعنی کشور با کمبود منابع آب روبروست.
در ادامه ی سخنان، مبحث " بهره وری آب در بخش های مختلف مصرف " در ایران وجهان مورد مقایسه قرار گرفت .
فشار طرفداران محیط زیست و با توجه به تمام شدن منابع انرژی های فسسیلی در غرب، دولت مردان را وادار کرده است که به انرژی های زیستی که منشاء گیاهی دارند روی بیاورند. از جمله گیاهانی که می توان از آن ها به عنوان انرژی زیستی استفاده نمود ذرت می باشد. اتحادیه اروپا قانونی وضع کرد که طبق آن تا سال 2025 حداقل 25% سوخت اتومبیل ها را به سوخت های زیستی تبدیل کنند.
در ادامه با ارائه ی آمارهایی از کشورهای مختلف از جمله چین، که از سرانه ی مصرف آب در بخش کشاورزی کاسته اند و به بخش صنعت افزوده اند به عنوان نمونه ی موفقی استفاده شد که لازم است در داخل کشور نیز از این الگو تبعیت شود. دلیل این امر این گونه مطرح شد که ظرفیت های کشاورزی برای توسعه بسیار محدود می باشد. همچنین بیان شد که در اکثر کشورها سیاست ها به گونه ایست که سالانه از تعداد افراد شاغل در بخش کشاورزی و همچنین اراضی اختصاص یافته به این بخش کاسته می شود. کشورهای هند، پاکستان و ترکیه نمونه های بارزی هستند که با وجود تعداد زیاد افراد شاغل در بخش کشاورزی، هر ساله از تعداد آن ها کاسته می شود. مسئله ی دیگر امنیت غذایی و نگرش های موجود به کالاهای وارداتی است؛ بدین صورت که کالاهایی که کشور ظرفیت کشت آن ها را دارد در داخل تولید شوند مانند برنج، گندم، جو و روغن نباتی و کالاهایی مانند قند و شکر که تولید آن ها برای کشور هزینه برتر از وارد کردن آن می باشد، وارداتشان منطقی به نظر می رسد.
پس از آن به مبحث چالش های منابع آب کشور پرداخته شد که به صورت تیتروار نام برده می شود:
ü بحران آب زیرزمینی
ü تشدید بدی کیفیت آب
ü مسائل زیست محیطی مانند ارومیه، مهارلو بختگان، گاوخونی
ü بحث ریزگردها
ü پروژه های غیر فنی دولت مانند گتوند
ü شور شدن اراضی ( سالانه 17 تن نمک وارد خاک می شود که به دلیل عدم وجود سیستم های زهکشی مناسب و کافی می باشد. )
ü حاصلخیزی خاک
ü تغییر اقلیم و خشکسالی
ü تعارضات منطقه ای
ü تنش های ناشی از رقابت بین متقاضیان آب
ü پایین بودن بهره وری
و در نهایت ایشان به ارائه ی پیشنهاداتی جهت خارج شدن از وضع بحرانی حال حاضر پرداخته شد که در زیر به آن ها اشاره می شود:
ü برای توسعه پایدار اقتصادی ( افزایش درآمد ملی و سرانه) و ایجاد اشتغال مستلزم بهره گیری و بهره مندی آب است
ü تاکید برتوسعه اقتصادی و اجتماعی ( استقرار جمعیت و توسعه صنعت) مبتنی بر امکانات و ظرفیت های آب
ü سیاست گذاری در بهره وری آب متناسب با طرفیت اقتصادی پایدار
ü جبران تهدیدات ناپایداری تالاب ها و محیط های آبی
ü جهت گیری اساسیبر کاهش تقاضای آب کشاورزی در مناق با سرانه پایین (تنش آبی)
ü کاهش جمعیت شاغلین بخش کشاوری در راستای توسعه اقتصادی و پایدار بخش کشاورزی
ü اعمال سیاست آب مجازی در تولیدات، واردات (ملی منطقه ای )
ü توسعه کشاورزی مبتنی بر کاهش مصرف آب در واحد سطح و افزایش عملکرد
جناب آقای دکتر سید جمال الدین هاشمیان
عضو هیئت علمی انستیتو آب و انرژی دانشگاه صنعتی شریف
ایشان به موضوع عوامل آلوده کننده ی رودخانه ها پرداختند.در ابتدا این موضوع مطرح شد که آب یک بار مصرف نمی باشد، در واقع در کشورهای پیشرفته سازمانی به نام Water Reuse Promotion Center وجود دارد که در امر استفاده ی هر چه بیش تر از آب کمک می کند.
در ادامه به طرح برخی مشکلات موجود پرداخته شد، که از آن جمله می توان به مشکل تخصیص آب پرداخت. در کشور ما بهترین کیفیت آب به بخش زراعت اختصاص داده می شود و این در حالیست که بخش قابل توجهی از آب شرب از چاه ها تأمین می شود، به دلیل آن که خاک قابلیت تصفیه ی ازت را ندارد بسیاری از آب های شرب دارای بالای 47% نیترات می باشد که این مقدار برای سلامتی انسان مضر می باشد، در حالی که اگر آب با این سطح کیفیت به بخش کشاورزی اختصاص داده شود نه تنها مضر نخواهد بود بلکه می توان کودهای ازته را نیز حذف نمود.
مشکل دیگر تخصیص زیست محیطی می باشد، در برخی موارد به دلایل متعدد من جمله نیاز بالای آبی تمام آب رودخانه و ریزش های جوی ذخیره می شود و پایین دست سد، رودخانه جریان ندارد که این موجب به وجود آمدن مشکلات زیست محیطی می شود.
مشکل دیگر مسئله ی مهار وذخیره سازی می باشد؛ به دلیل تغییرات اقلیمی و گرم شدن کره ی زمین بارش هایی که در گذشته به صورت برف بود امروزه به صورت باران می باشد، بنابراین در گذشته در فصل زمستان بارش بارف وجود داشت و برف ها بر روی قله ها تجمع می کردند و در ماه اردیبهشت ذوب می شدند و لازم بود سد این آب را برای مدت 2 ماه ذخیره کند، اما امروزه به دلیل ریزش باران این مدت طولانی تر می شود. موضوعی که در دنیا مطرح شده است آبخوان داری می باشد، بدین صورت که آب موجود را با استفاده از چاه های جذبی نفوذ می دهند، این شیوه ی دارای مزایایی از جمله هزینه ی کم تر از ذخیره ی سطحی ( 1% ذخیره ی سطحی )، و همچنین مسئله ی سلامت آب در صورت نگهداری طولانی مدت به این روش می باشد.
مشکل دیگر، مسائل کیفی رودخانه ها می باشد، به طور مثال ورود سرشاخه های شور به سرشاخه های شیرین، که رای حل این مشکل می توان در بالادست سرشاخه ی شور به کشت گیاهان شورپسند و یا پرورش ماهی پرداخت.
مسئله ی دیگر دفع فاضلابها می باشد؛ در گذشته و به صورت سنتی 2 چاه جذبی فاضلاب موجود بود، یکی برای مدفوع و دیگری برای سایر فاضلابها، چاه های نوع اول به دلیل عدم وجود آب کافی در واقع حمل کننده نداشتند و به آب زیرزمینی نمی پیوستند، و چاه های نوع دوم دارای آلودگی کمی بودند و به اعماق می رفتند و آب را آلوده نمی کردند. در حال حاضر بخشی از فاضلاب ها در تصفیه خانه ها Bypass می شوند و بدون تصفیه می گذرند و حتی در برخی مناطق تصفیه خانه ای وجود ندارد.
با ورود پساب های کشاورزی، صنعتی و شهری آب کم موجود آلوده می شود و بدین ترتیب مشکلاتی همچون مشکل سفیدرود پیش می آید که با ورود به تالاب انزلی یک زیستگاه جانوری گیاهی آلوده و نابود می شود.
طرحی که در اینجا مطرح می شود بدین صورت است که " هر کس آبی برمی دارد، اجازه ی بازگرداندن آن را ندارد ." بدین صورت که می تواند کشت دومش را با محصلولی انجام دهد که نیاز به کیفیت بسیار بالای آب ندارد.
در نهایت نیز گزارشی از کشور اسرائیل آورده شد؛ در آزمایشی که انجام گرفته فاضلاب را در محلی که سطح آب زیرزمینی پایین می باشد نفوذ داده و سپس برداشت می شود، مشاهده می شود که زمین فاضلاب را تصفیه نموده است ( به جز نیترات ) لازم است در این روش تصفیه چند روز اب تزریق شود و چند روز استراحت داده شود تا زمین نفس بکشد و تصفیه هوازی صورت بگیرد.
در جدول زیر درصد تصفیه برخی مواد توسط زمین آورده شده است:
ماده آلوده کننده
درصد تصفیه شده توسط زمین
مواد معلق
100
BOD
98
COD
85
فسفر
99
در پایان نیز نداشتن مدیر مسئول و متولی دفن لجن، به عنوان مشکل اصلی فاضلاب کشور ارائه شد.
پرسش و پاسخ
1- چرا به سدسازی های عظیم با توجه به افت آب زیرزمینی پایان داده نمی شود؟
پاسخ: مسئله ی سدسازی به صورت صفر و یک نمی باشد بلکه دارای ابعاد گسترده ای می باشد. در صورتی که جوانب امر به خوبی مطالعه شود و تجزیه و تحلیل های لازم انجام گیرد طرح هایی با راندمان مناسب اجرا خواهد شد، مانند سدهای کرج، لار ولتیان که در صورت وجود نداشتن آن ها تأمین آب شهر تهران به صورت جدی با مشکل مواجه می شود.
در حال حاضر در کشور سدهایی وجود دارد که با راندمان بسیار پایین فعالیت می کنند. مشکل اساسی در این بخش این است که مدیریت آب کشور حوضه ای نیست و استان ها به صورت رقابتی در یک حوضه فعالیت می کنند. Ezafe shaved 2:20
2- کشاورزی ارگانیک به چه صورت است و مصرف آب در این نوع کشت چه تفاوتی با کشت معمول دارد؟
پاسخ : کشاورزی ارگانیک در ابتدا در اتحادیه ی اروپا مطرح شده و در صورتی که در یک برنامه ریزی بلند مدت با مطالعه باشد کاهش عملکرد نخواهد داشت.این نوع کشاورزی هزینه بالایی تا کنون داشته و به همین علت در حال حاضر در جهان کم تر از 8% کل کشت ها و در ایران کم تر از 1% محصولات را شامل می شود. مسئله ی مهم در این کشت آن است که کشاورزی ارگانیک بدین صورت نیست که از هیچ ماده شیمیایی در آن استفاده نشود بلکه در این نوع کشت ماده ی شیمیایی به صورت مستقیم به گیاه افزوده نمی شود بلکه با استفاده از تثبیت ازت در هوا،استفاده از قارچ های جاذب و... صورت می گیرد.در حال حاضر محصولاتی مثل خرما و مرکباتی که در جنوب پرورش میابند نیاز به هیچگونه سمی ندارند و خود به خود ارگانیک هستند.
مسئله ی نیاز آبی نیز به تیمار گیاه ربطی ندارد و در واقع فاکتورهای مرتبط با مصرف آب مربوط به خود گیاه می باشد و در صورتی که آن فاکتورها در کشت ارگانیک با کشت غیر ارگانیک متفاوت باشد نیاز آبی نیز متفاوت خواهد بود.
3- چرا از لجن فاضلاب در تولید انرژی استفاده نمی شود؟
پاسخ : اینطور نیست که استفاده نشود. چرا، استفاده میشود اما نکته ی نخست آن است که برای تولید انرژی و جمع آوری آن علاوه بر تاسیسات تولید برق، نیاز به ساخت دقیق مخازن دایجستر داریم.چرا که اغلب مخازن بتنی هستند و خلل و فرج موجود در ساختار بتنی که نامناسب اجرا شود مانع جمع شدن گاز متان و استفاده از آن به عنوان سوخت میشود. فلذا نیاز به کارشناسان بتن حرفه ای می باشد، همچنین تولید انرژی تنها در تصفیه خانه های بزرگ ( مانند تصفیه خانه ی جنوب تهران ) امکان پذیر می باشد، بنابراین لازم است تصمیمی عملی برای لجن های تصفیه خانه های کوچک اتخاذ شود. استفاده از لجن ها در کشاورزی به عنوان کود گزینه مناسبی میباشد؛ البته برخی مسئله ی انگل های موجود در لجن را دلیلی بر نامناسب بودن این راهکار می دانند، که این ایراد وارد نمی باشد زیرا در کود حیوانی نیز مقادیر زیادی تخم انگل موجود است.
4- سازمان حفاظت محیط زیست که بخشی از بدنه دولت می باشد چگونه می تواند در برابر دولت استقلال رأی داشته باشد؟
پاسخ : در واقع در قانون دولت نباید تصدی فعالیت های صنعتی و اقتصادی مخرب محیط زیست را بر عهده داشته باشد.چرا که خود دولت مسئولیت قانونی حفاظت از محیط زیست را دارد و این کار را به یک نهاد متخصص در این امر یعنی سازمان حفاظت محیط زیست سپرده است. اما اینکه خود دولت مستقیما تصدی این امور را به عهده می گیرد، نقض غرض است و همین امر موجب آسیب بیشتر به محیط زیست میشود. فلذا یکی از اثرات مثبت کوچک شدن دولت و واگذاری تصدی امور به نهادهای خصوصی همین امکان نظارت بیشتر بر حفاظت از محیط زیست است.
5- اگر سیاست های کلان نقش موثری در جهت گیری ها و انجام کارهایی که موجب تخریب محیط زیست میشود دارد،پس نقش مردم چه می باشد؟
پاسخ : در واقع اینکه فقط شعار اهمیت حضور و مشارکت همه مردم در این امور داده شود کاری را از پیش نمی برد. بلکه لازم است دولت سازوکارها وزمینه های قانونی مناسب را به وجود آورد تا مردم بتوانند نقش آفرینی مناسبی داشته باشند. برای مثال در برنامه ریزی های کلان تصمیم گرفته شده 14 میلیون هکتار از اراضی زاگرس به توسعه دامپروری اختصاص داده شود. خب چنین تصمیمی علاوه بر سرعت بخشیدن به نابودی پوشش گیاهی منطقه، باعث ترویج الگوی نادرست استفاده بیشتر از گوشت قرمز هم میشود. چرا این تخصیص منابع را برای افزایش استفاده از گوشت سفید پرندگان یا توسعه استفاده از گوشت آبزیان انجام نمیدهیم.
علاوه بر این در بخش کشاورزی ما حسابی مافوق ظرفیت کشاورزی کشور روی آن باز کرده ایم و در همین رهگذر ما بسیاری از منابع ارزشمندمان را به علت داشتن کشاورزی با بهره وری پایین از دست داده ایم.
مسئله مهم بعدی، لزوم بازنگری جدی در تخصیص نیازها آبی زیست محیطی به رودخانه ها و تالاب ها و ... است که خوشبختانه فشار های موجود یا افزایش دانش فنی مان موجب شده این اعداد و ارقام تغییرات جدی بکنند و دو نهاد اصلی متولی با قدرت پشت این تصمیم ایستاده اند. اما مشکل کار اینجاست که این تغییرات زمانی در حال رخ دادن هستند که قبلا حقوقی داده شده و صنعتی سرمایه گذاری کرده یا کشاورزی روی این آب حساب باز کرده که یکی از مشکلات موجود در این راه رفع همین موانع میباشد.
6- آیا با توجه به ظرفیت های محیط زیست و منابع آب کشور، افزایش جمعیت منطقی می باشد؟
پاسخ : با توجه به ردپای اکولوژیکی که ما در طبیعت به جا میگذاریم و وضع کنونی که مصرف ما 3 برابر ظرفیت موجود در طبیعت میباشد و با توجه به سایر واقعیت های امروز کشور که توانایی صرفه جویی در استفاده از منابع را نداریم، افزایش جمعیت موجب چیزی جز توسعه غلط و ناپایدار نخواهد شد.
7- چرا به 130 هزار چاه غیر قانونی موجود در کشور، مجوز داده می شود؟
پاسخ : در واقع مسئله ی حائز اهمیت در این گونه تصمیم گیری ها، تنها مسائل علمی و تئوریک نمی باشد، بلکه بحث های مهمی همچون بحث اجتماعی تصمیم گیری را دچار مشکل می کند.مساله چاه های زیر زمینی را به صورت صفر و یک نمیتوان بررسی کرد.همه میگویند آیا وجود 130000 چاه غیر مجاز تیر خلاصی به آب زیر زمینی کشور نیست؟ چرا هست.اما فقط نمیتوان به همین جنبه موضوع نگاه کرد. خودتان را بگذارید جای کشاورزی که سالیان سال است از همین طریق مشغول گذران زندگیست. خب اگر وزارت نیرو مطلقا تصمیم بگیرد همه چاه های غیر مجاز را ببندد زندگی آن همه کشاورز چه میشود؟ کما اینکه وزارت نیرو چندین سال پیش این کار را کرد و برای تمام قضات کشور دوره آموزشی گذاشت. مامورین انتظامی را برای این کار توجیه کرد و کارهای فراوان دیگری صورت داد. اما در عمل با کلی مشکل مواجه بودیم. حتی کار به جایی رسید که همکاران ما وقتی برای بستن چاه رفته بودند درگیر شدند و تیر خوردند! پس برای حل این مشکل فقط نمیتوان به همان مطالبی که در کتب درسی و مقالات می خوانیم اکتفا کنیم. بلکه باید به سایر مسایل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی که در تصمیمات تاثیر گذارند توجه کنیم و با توجه به آنها بهترین راه حل برای رفع این مشکل را ارائه دهیم.
· رابطه با نقش دولت و مسائل آب کشور:
- جناب آقای کشاورز بخش پرسش و پاسخ را با سخنانی در رابطه با نقش دولت و مسائل آب کشور ادامه دادند که:
نگاه صدقه پروری نتیجه ای به جز توسعه فقر به دنبال ندارد و تنها با توسعه اقتصادی میتوانیم مشکلات موجود را پشت سر بگذاریم. بخش کشاورزی تحمل این جمعیت را از نظر منابع، درآمد و توسعه ندارد.ایشان کوتاه آمدن کارشناسان و صاحبان نظران در مقابل مسئولین و تصمیم گیرندگان را یکی از دلایل دخالت سیاسیون در تصمیم گیری ها و اجرای طرح های مضر برای منابع آب در کشور دانستند و زیر پا گذاشته شدن قوانین توسط دولت و بی توجهی به مسئله چند وجهی آب را علت ناامنی آبی و ناامنی اقتصادی ایران معرفی کردند. به نظر ایشان نقشNGO ها و انجمن های علمی در انعکاس مطالب با وجود فشار زیادی که بر کارشناسان در داخل دولت میباشد بسیار مهم و حیاتی است و سکوت این نهاد ها را موجب به خطر افتادن منافع ملی کشور دانستند و از همه NGO ها خواستند مسئولانه تر نسبت منافع ملی به صحنه بیایند و نگذارند تصمیمات و اظهار نظرهای غلط برخی سیاسیون افکار عمومی را فریب دهد. مهندس کشاورز در ادامه اشاره ای به طرح فدک -که به زعم ایشان "تیر خلاص" به آب های زیر زمینی کشور بود- و نقد 18 صفحه ای خود بر این طرح، داشتند و اضافه کردند که بی تفاوتی خانواده ملت ایران باعث شد این انتقادات شنیده نشوند.
ایشان در پاسخ پرسشی مبنی بر نقش اعتبار سیاسی با سایر کشور ها در بهبود مدیریت آب ، کشور مصر را با ایران مقایسه کردند:
مصر کشوری است که متوسط بارش سالیانه در آن 80 میلی متر است یعنی تقریبا رقمی معادل با میزان بارش در کویر های ما. اما مصر با داشتن 55 میلیارد متر مکعب حقابه ، 96 میلیون تن کالا تولید می کند در حالی که ایران با 86 میلیارد متر مکعب حقابه ، کم تر از 70 میلیون تن کالا تولید می کند و این تفاوت به روابط خارجه مصر بر می گردد.
وجود روابط سیاسی منطقی باعث انتقال تکنولوژی ، انتقال سرمایه ، رقابت پذیری ، دسترسی به بازار جهانی و قابلیت عملی شدن تئوری آب مجازی می شود. اما زمانی که ما در مقابل دیواری از محدودیت ها قرار می گیریم مجبوریم محصولمان را با هر کیفیتی تولید کنیم.
حقابه کشاورزی در ایران باید به کمتر از 75 میلیون متر مکعب برسد و حل مشکلاتی که ذکر شد نیاز به توسعه ملی دارند.اگر متوسط هزینه تولید بهترین گوشت قرمز و برنج درجه یک در جهان را با ایران مقایسه کنیم متوجه بالا بودن قیمت نهایی در ایران نسبت به متوسط جهانی می شویم. این مساله به علت عدم به کارگیری روش های مناسب و راندمان پایین تکنولوژی های مورد استفاده به وجود می آید. برای برون رفت از این مشکلات باید مدیریت صحیحی بر سرمایه های موجود (مالی- انسانی) داشته باشیم و روش معقولی در کلیه زمینه های اقتصادی کشور پیش بگیریم تا به رشد پایدار اقتصادی برسیم و اشتباهی که زمانی کشور هایی مثل چین و هند در استفاده از منابع طبیعی شان کردند تکرار نکنیم.
· با توجه به نظر کارشناسان مبنی بر اینکه علت بحران دریاچه ارومیه مشکل ذخیره آب پشت سد ها و برداشت غیر مجاز از چاه هاست ، چرا وزارت نیرو مسئولیت خود را راجع به تامین حقابه دریاچه ارومیه انجام نمی دهد؟
- جناب آقای دکتر صلوی تبار پاسخ خود را با ارائه ی آماری از حوزه آبریز دریاچه ارومیه آغاز نمودند: در حوضه آبریز ارومیه ما 8/6 میلیارد متر مکعب آب سطحی داریم سدهای تنها 35% آب رودخانه های حوزه دریاچه ارومیه را تنظیم می کنند (معادل 1.7 میلیارد متر مکعب) در حالی که آب مصرفی این حوزه حدود 5 میلیارد متر مکعب می باشد.
وی اولویت این بحران را حل مسائل اجتماعی دانسته و هشدار دادند ممنوعیت برداشت از چاه ها باعث آسیب به مردمانی می شود که از چاه استفاده معیشتی می کنند و چاره ای جز این ندارند.
ایشان یادآور شدند با خشک شدن دریاچه ارومیه ایجاد طوفان نمکی مخرب موجب از بین رفتن مزارع می شود ، لذا پیش از وقوع این فاجعه ناگوار الزامی ست که مسائل اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی به صورت یکپارچه حل شود.
جناب آقای دکتر صلوی تبار با ارائه یک راهکار پیشنهادی سخن خود را خاتمه بخشیدند:
در حال حاضر 90% آب به مصارف کشاورزی اختصاص دارد در حالی که ارزش اقتصادی آب در صنعت 11 برابر کشاورزی می باشد فلذا می توان با تغییر کاربری آب به کاربری صنعتی موجب رساندن نفع اقتصادی به منطقه شد. بنابراین برای ارومیه هنوز راهکار وجود دارد ولی باید به صورت بنیادی روی آن کار شود.
· در ادامه جناب آقای دکتر باقر زاده ، مسئول فنی تالابهای ایران، نظرات خود را با شرکت کنندگان در نشت در میان نهادند:
ایشان ابتدا آمار جناب آقای دکتر صلوی تبار را این گونه تصحیح کردند:
سدها 1.7 میلیارد متر مکعب آب رودخانه های حوزه دریاچه ارومیه را ذخیره و 100% آن را تنطیم می کنند ولی مدیریت درستی روی رهاسازی آب انجام نمی گیرد و این راه را برای برداشت های غیر مجاز باز می گذارد. به نظر ایشان باید بپذیریم که سیاست های آبی در این حوضه سیاست های درستی نبوده اند و به عنوان مثال در حاشیه دریاچه ارومیه در تالاب "شوردو" 17000 هکتار از اراضی کشت دیم منطقه به زیر آب رفتند تا آب شیرین برای کشاورزی در باغاتی فراهم شود که کشاورزان آنها به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی حتی حاضر به جمع آوری محصولاتشان از باغاتشان نیستند.
وی در پایان با اشاره به پر آب بودن حوزه آبریز ارومیه ، تاکید کردند ریشه این بحران بی برنامگی است و سد سازی های متعدد دولت بدون مشارکت مردم منطقه یکی از نشانه های آن است. ایشان تاکید کردند همانطور که هزاران میلیارد تومان درآمد های نفتی صرف ساخت سدهای غیر اصولی شده است ضروریست که برای جبران آسیبی که به محیط زیست زده ایم هزاران میلیارد تومان دیگر نیز هزینه کنیم تا آن سد های غیر اصولی را خراب کنیم.
· سوال بعدی پیرامون طرح انتقال آب شور خلیج فارس به دشت های مرکزی ایران و شیرین کردن آن جهت مصارف کشاورزی بود
دکتر هاشمیان در این رابطه بیان کردند که در حال حاضر هزینه شیرین کردن آب به قدری بالاست که به جز در مواردی که واقعا مجبور باشیم نمی توانیم روی این گزینه حسابی باز کنیم. در شرایط فعلی نه تنها شیرین کردن آب برای مصارف کشاورزی توجیه اقتصادی ندارد بلکه صنعت نیز توان پرداخت هزینه آن را ندارد.
در ادامه دکتر مکنون نکات دیگری را اضافه کردند که: طبق نظر اساتید هواشناسی آب و هوا و اقلیم ایران بیشتر تحت تاثیر شرایط ماکرو است و هرگز نمیتوان با وارد کردن مقداری آب به کویر مرکزی ایران آب و هوای آنجا را تغییر داد. علاوه بر این طبق محاسبات، انتقال تنها 1 میلیارد متر مکعب آب شور از دریای خزر هزینه ای معادل 30هزار میلیارد تومان خواهد داشت در صورتی که اگر فقط 10 درصد در مصرف آب کشاورزی صرفه جویی کنیم سالیانه 9 میلیارد متر مکعب صرفه جویی کرده ایم. ایشان در ادامه استفاده از تجربیات موفق سایر کشور ها را به جای استفاده از چنین طرح های نامعقولی پیشنهاد دادند و مثالی از ایالت اورگان آمریکا را ذکر کردند که در سال 56 تمامی وسایل صرفه جویی و استفاده مجدد از آب را به طور رایگان در اختیار مردم گذاشتند و با این کار 5 سال برنامه سد سازیشان را عقب تر انداختند.ایشان با توجه به بالا بودن میزان تبخیر در مناطق مرکزی ایران توجه به چنین مسایلی را بسیار ضروری دانستند.
v در پایان دکتر مکنون جمع بندی ای از مطالب ارایه شده در سخنرانی ها و پنل پرسش و پاسخ داشتند که به شرح زیر است:
آب محور آینده ماست. یا ختم کار ما و یا بهشت ماست.
ما در حال حاضر از 400 میلیارد آبی که در ایران موجود است تنها به 130 میلیارد آن دسترسی داریم و تقریبا تمام این مقدار را نیز داریم مصرف می کنیم. از لحاظ مقدار منابع آبهای زیر زمینی نیز حدود 10 میلیارد زیر خط قرمز هستیم. غیر از این منابع ذکر شده منبع دیگری برای دسترسی به آب نداریم و طرح های انتقال آب شور و شیرین سازی آن نیز برای بلند مدت به هیچ وجه پاسخگوی نیازها نیست.
علاوه بر این کمبود ها، طبق پیش بینی ها تغییرات اقلیم نیز 9درصد منابع آبی ما را کاهش خواهد داد و حالا در این شرایط بحرانی ما داریم 90 درصد آب هایمان را در کشاورزی ای مصرف میکنیم که راندمان آبیاری در آن بسیار پایین است و از لحاظ اقتصادی نیز به هیچ وجه نمی توان آن را تبدیل به موتور محرک اقتصاد کرد. تنها راه برون رفت از بحران استفاده از الگوی توسعه غیر مبتنی بر کشاورزی است و ما در سطح کلان باید حداکثر تلاشمان را بکنیم که در آینده پیش رو کشاورزیمان را با 75 میلیارد متر مکعب آب مدیریت کنیم. در کنار تصمیمات کلان با روش های ذکر شده مانند بازیافت آب و افزایش راندمان آبیاری و توجه به موضوع آب مجازی و سایر روش های پیشنهادی توسط اساتید 5 تا 10 درصد در مصارفمان صرفه جویی کنیم.
علاوه بر اینها باید هرچه سریع تر تلاش کنیم تا با جبران اشتباهات قبلی و گرفتن تصمیمات درست مشکلات به وجود آمده برای تالاب ها و رودخانه ها را حل کنیم تا از نابود شدن آنها جلوگیری کنیم. زیرا خسارات بعدی ناشی از تخریب این محیط ها مانند ریزگردها و شوری خاک و طوفان نمکی و ... بسیار زیاد خواهد بود و گریبان همه کشور را خواهد گرفت.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۰۴ ساعت 18:12 توسط شریف
|
ما دور هم جمع شده ایم تا: